1- بحرين كشور كوچكي در حاشيه خليج فارس است كه عمر تشكيل آن به عنوان يك كشور مستقل به 4 دهه نمي رسد. كمتر از 600 هزار نفر جمعيت دارد و وسعت آن از تمام استان هاي ايران كمتر است. به لحاظ اقتصادي نيز در مقايسه با ساير كشورهاي حاشيه خليج فارس مثل امارات و قطر، كشور فقيرتري محسوب مي شود اما از همين كشور كوچك كم جمعيت، 6 ورزشكار به فينال مسابقات پرورش اندام قهرماني جهان راه مي يابند و 2 نفرشان صاحب خوش رنگترين مدال مسابقات مي شوند. در رده بندي تيمي هم بعد از مصر، عنوان نايب قهرماني را از آن خود كرده و نام خود را به عنوان يكي از مدعيان طراز اول پرورش اندام آماتوري جهان مطرح مي كنند. بحريني ها سال آينده ميزباني دو رويداد مهم پرورش اندام، يعني قهرماني آسيا و قهرماني جهان را پذيرفته اند و از همين حالا مي توان پيش بيني كرد، آن ها سال آينده نيز در عرصه پيكارهاي جهاني يكي از 3 تيم برتر خواهند شد. بحرين كه در كره جنوبي روي سكوي نايب قهرماني ايستاده، بي ترديد با استفاده از امتياز ميزباني نتيجه بدتري نخواهد گرفت.
بحرين در حالي در پرورش اندام سوداي جهاني شدن دارد كه ما اين روزها دلخوش به تك ستاره هايي هستيم كه در مسابقات جهاني، تيم ملي را صاحب مدال كنند. هرچقدر بحرين در مسابقات جهاني 2008 اميدوار به تكرار موفقيتي است كه امسال بدان دست يافته، به همان اندازه ما نااميد از رسيدن به جمع تيم هاي برتر جهان هستيم. مگر بحرين چه كرده كه ما نكرديم؟ يا ما چه كرديم كه بحرين نكرده؟ شايد پاسخ سوال دوم، تفاوت هاي پرورش اندام ايران و بحرين را آشكارتر كند.
2- پس از آنكه در اوايل دهه هفتاد، پرورش اندام از حالت نيمه رسمي و زيرزميني خارج شد و توانست پس از يك دهه ممنوعيت دوباره رسميت يابد، رشدي غيرقابل باور در سراسر ايران داشت. در حالي كه پيش از آن فقط باشگاه هاي معدودي اجازه داشتند تحت عنوان عناويني مانند 'آمادگي جسماني' و 'مكان ورزشي' فعاليت كنند، به يكباره صدها باشگاه پرورش اندام در گوشه و كنار كشورمان آغاز به كار كرد و در مدتي كوتاه، باشگاه مملو از ورزشكاران جواني شد كه اهداف متفاوتي را از تمرينات با وزنه دنبال مي كردند. تاسيس صدها باشگاه پرورش اندام ناشي از حمايت هاي مسئولان وقت ورزش ايران وتلاش براي بسط و توسعه پرورش اندام نبود و در واقع پاسخي بود به مطالبات جواناني كه به اين رشته علاقمند شده بودند. هرجا 'تقاضا' افزايش يابد، بالطبع 'عرضه' بيشتري نيز صورت خواهد گرفت و همين قانون 'عرضه و تقاضا' بود كه منجر به ايجاد باشگاه هاي متعدد پرورش اندام در سراسر كشور شد. به عبارتي ديگر پرورش اندام، به لحاظ 'كميت' در صدر فهرست رشته هاي ورزشي ايران قرار گرفت و حتي رشته هايي مانند كشتي و ورزش هاي رزمي را نيز پشت سر گذاشت.
3- در شرايط طبيعي، تعداد شركت كنندگان يك دوره مسابقات پرورش اندام قهرماني كشور بالغ بر 200 نفر است. براي اينكه بدانيد 200نفر چه عدد قابل توجهي است، كافي است به فهرست مسابقات مختلف بين المللي مثل قهرماني آسيا و قهرماني اروپا نگاه كنيد و ببينيد تعداد شركت كنندگان آن معمولاً در اطراف عدد 100 متوقف مي شود. رقابت هاي جهاني هم هيچگاه تعداد شركت كنندگانش به عدد 200 نرسيده و حتي در كشوري 300 ميليون نفري مثل ايالت متحده، كه پرورش اندام سابقه اي طولاني در آن دارد، عدد شركت كنندگان مسابقات آماتوري به 200 نمي رسد. به بياني ديگر پرورش اندام ايران به لحاظ 'كميت' در جايگاه بي نظيري قرار گرفته و در حالي كه انجام مسابقاتي تحت عنوان 'انتخابي تيم ملي' در خيلي از كشورها بي معني است، در رقابت هاي انتخابي تيم ملي در برخي اوزان 5 مدعي جدي رو در روي يكديگر قرار مي گيرند تا در نهايت يك نفر از آن ها جواز حضور در مسابقات آسيايي يا جهاني را به دست آورد.
4- شايد همين 'كميت' حيرت آور باشد كه مدتهاست ما را از 'كيفيت' غافل كرده است. ما در واقع در شرايطي قرار گرفته ايم كه در هر وزن چندين و چند ورزشكار مدعي داريم اما اكثريت قريب به اتفاق آنها، بدنسازان متوسطي هستند كه حد آن ها از رقابت هاي قاره اي فراتر نمي رود. به عبارت ديگر رويكرد پرورش اندام ايران در سال هاي گذشته 'ستاره پروري' نبوده است و فقط مشغول تر و خشك كردن بدنسازاني بوده است كه پيشرفتشان در مرحله اي متوقف شده است. اما در عوض كشور كوچكي مثل بحرين كه تعداد ورزشكاران مطرحش از 10 نفر فراتر نمي رود، روي همان بضاعت موجود كار كرده و حالا با همان نفرات اندك در مسابقات جهاني براي كشورهاي باسابقه تر و پرجمعيت تر خط و نشان مي كشد. وضعيت امروز پرورش اندام بحرين چيزي شبيه به وزنه برداري ايران در يك دهه گذشته است. يعني همان موقعي كه ايوانف به ايران آمد و فدراسيون روي گروه معدودي از ورزشكارانش سرمايه گذاري كرد. شاهين نصيري نيا، حسين توكلي، حسين رضا زاده، محمد حسين برخواه، كورش باقري و علي فلاحتي نژاد همگي نفراتي بودند كه در مسابقات جهاني و المپيك براي وزنه برداري ايران مدال آوردند اما در همان مقطع نفرات دوم وزن آنها حتي در عرصه آسيا نيز بختي براي بالارفتن از سكو نداشتند.
5- در مسابقات جهاني كسي از تعداد شركت كنندگان مسابقات داخلي نمي پرسد. به تعداد باشگاه هاي موجود هم مدالي تعلق نمي گيرد، فقط 'يك نفر' به نمايندگي از يك كشور روي صحنه مي رود و اوست كه بايد در رقابت با حريفان مدال بگيرد. اگر فرض كنيم، همين امروز قانوني به تصويب برسد كه در كنار مسابقات جهاني، بين تيم هاي 'ب' هر كشور هم تورنمنتي مجزا برگزار شود، بدون ترديد ايران قهرمان مطلق آن مسابقات خواهد شد. حتي كشورهايي با پيشينه درخشان در پرورش اندام مثل مصر و كشورهاي شرق اروپا هم تا اين حد نفرات نزديك به هم ندارند. اينكه يك رشته ورزشي پشتوانه مناسبي داشته باشد، نكته بسيار مثبتي است اما قبل از آن بايد 'ستاره' هم داشته باشد، و اين چيزي است كه امروز پرورش اندام ايران در آن احساس كمبود مي كند. باشگاه هاي پررونق، مسابقات انتخابي شلوغ و مدعيان متعدد همه و همه فاكتورهاي مثبتي براي پرورش اندام ايران هستند، به شرط اينكه از دل آنها ستاره هايي نيز متولد شوند. اينجاست كه فدراسيون مي بايست با استفاده از امكانات خود زمينه ها را براي تولد ستارگان فراهم كند. كاري كه البته در يك روز و دو روز انجام نمي شود. شايد سال 2009 كه ميزباني رقابت هاي آسيايي به ايران واگذار شده، فرصت مناسبي باشد تا تيمي پرستاره روانه صحنه اين رقابت ها شود. در يك كلام؛ دل بستن به بدنسازان متوسط دردي از پرورش اندام ايران دوا نمي كند.